leer
iranhrc_fa


خاطرات یکی از دستگیر شدگان اعتراضات سال 88 در کهریزک
شب سختی رو تجربه می کردیم
پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱ اوت ۲۰۱۶

kahrizak_11.08_2016.gif


روز ۱۸ تیرماہ سال ۸۸ بود که برای بزرگداشت واقعه کوی دانشگاہ همراه برادرم از خونه خارج شدیم و به سایر مردم معترض در خیابان قریب تقاطع نصرت پیوستیم و با شعارھای رای من کجاست و زندانی سیاسی آزاد باید گردد به دنبال مطالبات مون بودیم که با یورش ماموران یگان ویژہ موتور سوار مواجه شدیم ، آن ها تعدادی گاز اشک آور پرتاب کردند و مردم متفرق شدند، ولی در آن بین یک خانمی بود که روی زمین زانو زده بود و به شدت سرفه می‌کرد، وقتی نزدیک شدم٬ متوجه شدم که باردار هستند و در اثر برخورد باتوم ماموران توان حرکت ندارد، به سرعت یک قوطی آب معدنی پیدا کردم و در حالی که به آن خانم نزدیک می‌شدم با تعداد زیادی ماموران و لباس شخصی‌ها برخورد کردم ، لباس سبز من و دستبند سبزم که آن روزھا نماد جنبش اعتراضی مردم ( جنبش سبز ) بود نظر لباس شخصی ھا رو جلب کرد، جلوی منو گرفتند و مانع رد شدن من شدند و با لحن بسیار زننده ای از من پرسیدند، کجا میری و اینجا چکار می کنی ؟ منم جواب دادم که دارم میرم منزل ، تا اینو گفتم شروع کردن منو مورد ضرب و شتم قرار دادن و می گفتند پس این دستبند سبز چیه؟ تا اومدم جواب بدم چند ضربه با مشت و لگد به سر و صورتم اصابت کرد و منو به شکل بسیار وحشیانه ای در حالی که دستھایم رو از پشت بسته بودند، سوار موتور کردند و به میدان انقلاب بردند.
در میدان انقلاب یک ماشین "ون" نیروی انتظامی مخصوص بازداشت شدگان وجود داشت که منو به داخل آن بردند ، حدود پنج شش تن بودیم که ھمگی بدون داشتن جرمی دستگیر شدہ بودیم و بعد از تنھا چند دقیقه ون پر شد از افراد دستگیر شدہ، تا جایی که درب ون به زور بسته می شد، سپس حرکت کرد و به پلیس امنیت پائین میدان انقلاب رسید.
من در طول راہ به اطراف نگاہ می کردم تا شاید برادرم رو ببینم ولی متاسفانه چیزی مشخص نبود.
در پلیس امنیت، تعدا بازداشتی ها در آن لحظه حدود ۴۰ الی ۵۰ تن می رسید. اول از ما بازجویی‌های ابتدایی را انجام دادند، بعد ھمگی ما رو به یک اتاق منتقل کردند و مامورین می‌آمدند و تا می‌تونستند ما را کتک می‌زدند و می‌گفتند شما‌ها می‌خواهید رژیم را عوض کنید؟ مگه ما مردیم؟؟؟
پس از ضرب و شتم‌های زیاد ، بطوری که من تا مرز بیهوشی رفتم ، مشخصات ما را روی یک تخته وایت برد نوشتند و از ما عکس گرفتند .
بعد از این کار به حیاط رفتیم ، دستبند و چشم بند زدند و مجدد سوار ون شدیم، بعد از چند دقیقه به مکانی دیگر که پلیس پیشگیری میدان انقلاب بود، رسیدیم
اونجا تعداد ما بازداشت شدگان، حدود ۳۰۰ تن می‌شدیم، ساعت حدود ۱۲ شب بود که ما را به راهرو بردند و نفری یک برگه دادند تا مجدد بازجویی بشیم ، سوالاتی مسخرہ ای پرسیده شده بود که باید جواب می‌دادیم ، برای مثال سوال شده بود که از کدام شبکه جاسوسی دستور می‌گرفتید؟ و یا چگونه با شبکه منافقین در ارتباط هستید و از اینجور سوال‌ها. که جواب دادن به ھر نحوی تائید می کرد که ما با منافقین ارتباط داشتیم .
شب سختی رو تجربه می کردیم، تمام بچه‌ها بیشتر ناراحت و نگران بودند ، من نیز بسیار نگران خانواده‌ام بودم.
واقعا ترس و اضطراب تمام وجودم رو گرفته بود و نمی تونستم بخوابم ، تقریباً ھمه کسانی که اونجا بودیم از نگرانی بیدار بودیم و دائم از ھمدیگه سوال می پرسیدیم که قرارہ چه بلایی سرمون بیاد؟؟؟

صبح شد و ما را به حیاط بردند و سپس « دادیار حیدری فر» آمد
و بعد ماموران، نفری یک برگه دادند که در آن ۵ اتهام به ما نسبت داده شده بود و ما باید مشخصات خود را می‌نوشتیم و امضا می‌کردیم. اگر امضا نمی‌کردیم با شکنجه‌های شدیدی مواجه می‌شدیم و چون در تمام این مدتی که دستگیر شدہ بودیم مورد شکنجه ھا و ضرب و شتم ھای زیادی قرار گرفته بودیم و اصلا توانی برای یمان باقی نمانده بود، به اجبار امضا کردیم .
سپس برگه‌ها را جمع کردند و به دادیار « حیدری فر» دادند و ایشان بدون هیچ صحبتی تمام برگه‌ها را مهر و امضا کرد و به ما گفت! همگی به « کهریزک » می‌روید و تا آخر تابستان آنجا هستید و اگر زنده ماندید به پرونده‌تان رسیدگی می‌شود. با شنیدن این صحبت‌ها ترس و اضطراب مان بیشتر شد، با ذهنیتی که پیدا کرده بودم مرگ را حس می‌کردم با خودم گفتم مگر کهریزک کجاست؟ و چه جور جایی هست که قرار است زنده از آنجا بیرون نیاییم ?
ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. ما را سوار اتوبوس کردند و به سمت کهریزک حرکت کردیم ، در طول مسیر همچنان به خانواده‌ام فکر می‌کردم. به پدر و مادری که تمام امیدشان من بودم و برادرم که شاھد دستگیری و ضرب و شتم من بود، حدود یک ساعت بعد به بازداشتگاہ کھریزک رسیدیم...
ادامه دارد

رضا ذوقی، مرداد ماه 1395



                   


نظر شما؟

نام:

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:


2017 © All human rights for all in Iran